پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
7
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
تا زبان را آزاد كند و آن را به قسمى تغيير دهد كه بتواند چيزهايى را كه جز به طريق نماد نمىتوان گفت به ذهن آورد . آخرين صفحات كتاب دقيقا به همين موضوع نماد ، به عنوان نتيجهء تهذيبهايى كه تجربه در زبان به وجود مىآورد ، و بنابراين ، به زبان ، پايان مىيابد . اين نتيجه كه اوج تجربهاى خاصّ است در پايان تاريخى طولانى ، يعنى تاريخ تصوّف اسلامى در چهار قرن اوّل هجرى ، حاصل مىشود . در طىّ اين چهار قرن ، ذهن اسلامى در تجربهاى روحانى زيسته است كه اصالتى طبيعى و انسجامى درونى دارد ؛ اين اصالت و اين انسجام به محقّق امكان مىدهد تا حركت مستمرّ و تحوّل اين تجربهء روحانى را از نسلى به نسلى ديگر دريابد . ما كوشيدهايم تا اين تحوّل را با تدقيق در سه خصوصيّت آن ، يعنى واژگان ، تحليل فلسفى و بيان تمثيلى تعقيب كنيم . به عبارت ديگر ، ما تجربهء عرفانى را از سه جهت بررسى كردهايم : از اين جهت كه پديد آورندهء واژگانى نو بودهاست و از اين جهت كه نوعى روح تحليل وجودى به وجود آورده است ، و بالأخره از اين جهت كه در اسلام زبانى نو پديد آورده است ، يعنى زبان نماد . در اين بررسى نمىتوانستيم جز از قرآن آغاز كنيم ، زيرا قرآن عناصر بنيادى ادراك دينى جهان را براى ذهن مسلمان فراهم مىكند . و امّا اين بررسى دربارهء قرآن را مىتوان به دو شيوه انجام داد . شيوهء نخست عبارت است از تحليل قرآن براى شناختن عناصر اوّليّهء زندگى عرفانى در آن و امكاناتى كه تأمّل در قرآن به مسلمان مىدهد تا به حيات دينى ، فراتر از صرف پيروى از ظواهر شريعت ، دست يابد . اين شيوه ، كه شيوهء ماسينيون و آربرى و ديگران « 10 » بوده است ، اين خطر را در بر دارد كه عاملى ذهنى وارد تحقيق مىكند كه ممكن است نتايج تحقيق را ، اگر مغلوط نكند ، بارى محرّف و كژمژ كند . زيرا تعبيرى كه غير مسلمان از قرآن مىكند تعبير خاصّ او در پرتو جهان فرهنگى و مذهبى خاصّ اوست . از كجا مىتوان دريافت كه آيا چنين تعبيرى همان تعبير مسلمانان است يا نه ؟ خواننده براى اطمينان از واقع بينى خود بايد كار بررسى را از سر بگيرد و اتقان نتايج به دست آمده را با مراجعه به قرآن تحقيق كند . به همين سبب است كه ما روش ديگرى برگزيدهايم و آن اين است كه پاسخ سؤال خود را ، به جاى آنكه مستقيما در قرآن بجوييم ، از امّتى كه قرآن را به عنوان كتاب مقدّس خود مىخواند جويا مىشويم . در هر كتابى آن را مىيابيم كه مىجوييم . بنابراين ، مهمّ اين است كه بدانيم كه امّت
--> ( 10 ) . اخيرا ، رينگ گرن ( Ringgren ) ، در « دين خالص » ( « ThepureReligion » ) ، اورينس ( Oriens ) ، شمارهء 15 ، 1962 ، ص 93 تا 96 و « مفهوم ايمان در قرآن » ( « TheConceptiono fFaithintheKoran » ) ، اورينس ، 1951 ، ص 1 تا 20 ؛ توشيهيكو ايزوتسو ( ToshihikoIzutsu ) ، مفاهيم اخلاقى - مذهبى در قرآن ( Ethico - rel igiousConceptsin theQur'an .